داستان درمورد تکواندوکار بازنشسته آیه که معتاد به قمار شده و حالا برای باز پرداخت بدهیاش از طرف طلبکاراش به عنوان مدیر به زندان می ره تا چهار چشمی مراقب رییس زندان باشه